در این مقاله به بررسی ادبیات تحقیق و مبانی نظری که شامل یک توضیح مفصل از ادبیات تحقیق به معنای باز کردن موضوع تحقیق و ارائه توضیحات درخصوص بخش ‌ های مختلف است پرداخته شده که معایب و محاسن راهکارهای مدیریت در فروشگاه ‌ های زنجیره ‌ ای را مطرح می ‌ کند.

کلوین کولیج تبلیغات را به ‌ عنوان جان یک تجارت مطرح می ‌ کند همچنین از نظر او تقاضای جمعی، تقریباً به ‌ طور تمام و کمال به ‌ خاطر توسعه تبلیغات به وجود آمده است. با وجود تورم و افزایش ارز اتفاقی که در ایران همه ‌ ساله رخ می ‌ دهد و شرایط آن از سال به فصل و ماه تبدیل شده، میزان تقاضا و عرضه برابری ندارد. سال 1401 میزان تولیدکنندگان با برندهای جدید و تولید اس ‌ کی ‌ یو کالای جدید تولیدکنندگان افزایشی چشمگیر داشته است و از طرفی، قدرت سبد کالایی مصرف ‌ کنندگان به ‌ شدت کاهش یافته و شلف فروشگاه ‌ ها پذیرش این حجم کالای جدید را ندارد.

تنها فعالیت ‌ های مارکتینگ مؤثر می ‌ تواند به ‌ لحاظ فروش تعدادی، حداقل تعادل را نسبت ‌ به ماه ‌ های قبل محفوظ نگه دارد. در فروشگاه زنجیره ‌ ای «امیران»، مبحث فروش و قیمت ‌ گذاری به گونه ‌ ای انجام می ‌ شود که همچنان نسبت ‌ به سایر مراکز فروش خرده ‌ فروشی و حتی عمده ‌ فروشی برای مصرف ‌ کننده مناسب ‌ تر باشد و در کنار این تخفیفات، به فعالیت ‌ های بازاریابی پرداخته می ‌ شود که هم برای تأمین ‌ کننده (صاحب کالا) جذابیت داشته و هم برای مصرف ‌ کننده امتیازاتی داشته باشد. سفارشات کالایی و جانمایی کالا در شلف در هر ماه براساس بالاترین درصد خرید مشتریان این فروشگاه است و به ‌ نوعی شایسته ‌ سالاری کالا از جهت تقاضای مشتری و همکاری شرکت ‌ های تأمین ‌ کننده در مدیریت ترویج فروش و سود در این فروشگاه مهم است. موارد تارگت ‌ گذاری و اعطای پورسانت به پرسنل فروشگاه یکی از مواردی است که توانسته رضایت چهارجانبه را به وجود آورد. ایزاک آسیموف معتقد است که برای چرخاندن یک تجارت، به چیزی بیشتر از سرمایه نیاز است، درحقیقت سه عامل پویایی، خلاقیت و تبلیغات هستند که چرخ ‌ های تجارت یک تجارت را می ‌ گردانند اما من اعتقاد دارم در این مهم، چهار عامل (مشتری، تأمین ‌ کننده، پرسنل فروشگاه، بازاریابی) وجود دارد که باعث ایجاد منفعت و رضایت می ‌ شود.

یکی از عارضه ‌ های مهم که میان منافع فروشگاه و مشتری فاصله ایجاد می ‌ کند روابط به ‌ جای ضوابط است؛ روابط یا سفارش اشخاص دارای قدرت در سازمان دولتی یا رفاقت با صاحبان تصمیم که عموماً فاقد تجربه در تولید یا فروش فروشگاهی هستند، باعث می ‌ شود یک کالا با کمترین حاشیه سود و کیفیت حداقل، از طریق ستاد وارد چرخه و شلف فروشگاه شده و سهم کالاهای شایسته و مناسب را اشغال کند و در نتیجه عدم چیدمان صحیح و اختصاص فضای مناسب کالای مربوطه به کالاهای نامناسب از طریق فروشگاه، هم به منافع مصرف ‌ کننده و هم منافع فروشگاه و شرکت ‌ های تولید ‌ کننده با کالای شایسته لطمه وارد کرده و اهداف مؤثر را از هر سه رکن دور می ‌ کند.