گذری بر تحولات برند IBM
جایگاهی دست نیافتنی در قلب تکنولوژی
در طول تاریخ شرکت های بزرگی درخشش موقتی داشتند اما دوام نداشتند و زود سقوط کردند. در این بین یک نام بزرگ در عرصه تکنولوژی متفاوت تر از بقیه عمل کرده و متمایز شده است.
افسانه IBM
شرکت «ماشین های اداری بین المللی» یا IBM با نام مستعار «آبی بزرگ»، یک شرکت کامپیوتری چندملیتی است که مقر اصلی آن در نیویورک قرار دارد. IBM از معدود شرکت هایی با زمینه فعالیت فناوری ارتباطات است که بیش از 100 سال سابقه دارد و پیشینه آن به قرن 19 میلادی بازمی گردد. کسب وکار فعلی IBM، طیف وسیعی از فعالیت ها را شامل می شود. IBM با داشتن بیش از 377 هزار کارمند در 175 کشور دنیا و در اختیار داشتن 12 لابراتوار پیشرفته تحقیقاتی، به تنهایی بیش از هر شرکت تکنولوژیک دیگری، کارمند در اختیار دارد. کارمندان این شرکت تا به حال موفق به کسب 5 جایزه نوبل، 4 جایزه تورینگ، 5 مدال ملی تکنولوژی و 5 مدال ملی علمی شده اند. تاسیس IBM به سال 1880 بازمی گردد؛ سالها پیش از پیدایش کامپیوترهای الکترونیکی. IBM ابتدا یک شرکت هولدینگ به نام CTR بود که از 3 شرکت تشکیل می شد. این 3 شرکت به فعالیت مستقل تحت نام خود ادامه می دادند تا اینکه بالاخره در سال 1933 با از بین رفتن ماهیت هولدینگ شرکت مادر، تمامی آنها در هم ادغام شدند. وقتی مشخص شد مدیریت کسب وکار گسترده CTR کار آسانی نیست، فلیت، موسس اول این برند از توماس واتسون، شخص دوم شرکت NCR کمک
خواست. در سال 1914 واتسون به عنوان مدیر ارشد و در سال 1915 به عنوان رئیس CTR برگزیده شد. واتسون با استفاده از تجربیات مدیریتی خود در NCR، به سرعت مجموعه ای از تاکتیک های تجاری موثر را در CTR به اجرا گذاشت.
سیاست های جدید
از جمله سیاست هایی که واتسون با خود به CTR آورد، می توان به توجه و تمرکز ویژه به مشتری اشاره کرد که بعدها به IBM به ارث رسید و همچنان به عنوان یکی از سیاست های اصلی این شرکت اجرا می شود. تغییرات واتسون در CTR به سرعت نتیجه داد؛ به طوری که درآمد شرکت در 4 سال ابتدایی مدیریت او دوبرابر شد و این برند توانست پای خود را به اروپا، آفریقای جنوبی، آسیا و استرالیا باز کند.
در این دوران واتسون نقشی اساسی در شکل گیری آنچه امروزه به نام «فرهنگ IBM» می شناسیم، ایفا کرد. او در سال 1914 اولین کارمند معلول را به استخدام شرکت درآورد و اولین دپارتمان آموزش کارمندان را در سال 1916 شکل داد. شعار معروف «THINK» نیز توسط او در سال 1915 ابداع و به سرعت به بخشی از فرهنگ سازمانی شرکت تبدیل شد. واتسون که از نام CTR خوشش نمی آمد؛ بالاخره در سال 1924، نام شرکت را به International Business Machines و به اختصار IBM تغییر داد.
سال های ابتدایی
IBM بخش مهمی از فرهنگ سازمانی امروز خود را مدیون توسعه در ساله ای دهه 20 میلادی است. در آن سالها، طرح هایی تشویقی برای کارمندان اجرا شد. IBM تا سال 1958 و فروش بخش «تجهیزات زمان» خود به شرکت سیمپلکس، به مدت 70 سال تجهیزات اندازه گیری زمان تولید می کرد. هسته مهندسان مبتکر IBM که از جیمز برایس، کلیرلیک، فرد کارول و رویدن پیرس تشکیل می شد، مجموعه ای از محصولات خلاقانه را برای شرکت توسعه می دادند. در سال 1928، IBM کارت های پانچ 80 ستونه را که ظرفیت ذخیره اطلاعات در آنها دوبرابر افزایش یافته بود، معرفی کرد. این کارت ها تا دهه 70 میلادی به عنوان کارت استاندارد در صنعت محاسبات کامپیوتری مورد استفاده قرار می گرفت.
رکود بزرگ
دهه 30 قرن بیستم با رکود بزرگ اقتصاد آمریکا همزمان بود. استراتژی واتسون برای مقابله با این اتفاق نیز در نوع خود جالب به نظر می رسید.
او به جای اجرای طرح های ریاضتی و اخراج کارمندان، به استخدام کارکنان جدید، سرمایه گذاری روی افراد و تشویق آنها به نوآوری ادامه داد. واتسون در این دوران، حتی دستمزد کارکنان IBM را افزایش داد. IBM همچنین در زمزه اولین شرکت هایی بود که کارمندان خود را بیمه عمر کرد و برای آنها مرخصی با حقوق در نظر گرفت.

پایان توماس
توماس جی واتسون، بنیانگذار و پدر معنوی IBM در سال 1956 در 82سالگی درگذشت و مقام مدیریت ارشد اجرایی پس از واتسون به پسر بزرگش توماس واتسون جونیور رسید. این اولین تغییر رهبری در IBM، پس از گذشت بیش از 4 دهه محسوب می شد. مدیریت جدید شرکت در دهه 50 و 60 میلادی با چالش های زیادی مواجه بود. IBM در بین 8 شرکت بزرگ کامپیوتری با اختلاف بزرگترین آنها محسوب می شد؛ به طوری که 70 درصد کامپیوترهای دنیا در سال 1964 ساخت این شرکت بود.
سیستم 360 آی بی ام
برخلاف پیش بینی ها نه تنها رقبای IBM نتوانستند سهمی از بازار آن بربایند، بلکه با موفقیت System/360 اکثر آنها از بازار محو شدند.
IBM برای تکرار موفقیت سال های طلایی دهه 60 میلادی، با چالش های زیادی مواجه بود. پس از سکته قلبی و بازنشستگی توماس جونیور، شرکت برای اولین بار طی 60 سال گذشته، از داشتن یک واتسون در رأس امور بی بهره بود. فرانک کری 25 ساله به عنوان مدیرعامل جدید انتخاب شد.
تولد دوباره
در سال 1993، IBM با استخدام لوییس گرستنر، برای اولین بار در تاریخ خود مسند ریاست شرکت را به شخصی خارج از شرکت سپرد. اولویت گرستنر، ثبات بخشیدن به شرکت بود. او تا سال 1994 بسیاری از بخش های زیان ده شرکت را فروخت و تعداد کارکنان را به 220 هزار نفر تقلیل داد. همین اقدامات باعث شد IBM سال 1994 دوباره به سودآوری برسد. از جمله تصمیمات IBM در سال های دهه 90 میلادی، برخورد محتاطانه با پدیده جدید اینترنت بود. در آن سال ها هیاهوی زیادی پیرامون اینترنت ایجاد شده بود و بسیاری از کسب وکارها، آینده کاری خود را تنها در این پدیده نوظهور جستوجو می کردند. در سایه این درایت و تحولات، IBM که زمانی تا مرز سقوط پیش رفته بود، حالا دوباره به یکی از بزرگترین شرکت های دنیا تبدیل شده و عجیب نیست که نامش هر سال در بین برترین برندهای دنیا دیده می شود.